instruction
stringclasses 2
values | input
stringlengths 0
3.06k
| output
stringlengths 0
2.84k
|
---|---|---|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Of course, this isn't just a scenario with economic and physical implications.
|
قطعا، این فقط یک سناریو با پیامدهای جسمی و اقتصادی نیست
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
It has a two-person titanium sphere, 90 millimeters-thick, that keeps it at one atmosphere, and it has the ability to dive repeatedly down to the very deepest point of the ocean.
|
دارای کرهای دو نفره از جنس تیتانیوم، با قطر ۹۰ میلی متری که فشار را در یک اتمسفر نگهمیدارد، و قابلیت دارد چندین بار تا عمیقترین نقطه اقیانوس برود.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
(Applause) Dan won his prize in medicine for demonstrating that high-priced fake medicine works better than low-priced fake medicine.
|
(تشویق) دن جایزه اش را در پزشکی برد برای به نمایش گذاشتن آن داروی تقلبی گرانقیمت که بهتر از داروهای تقلبی ارزان قیمت کار می کرد.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Six? Five? Four?
|
۷ ساعت چطور؟ ۶؟ ۵؟ ۴؟
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
It's the future. It's the only way.
|
این اینده ماست.این تنها راه ماست.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Scraps of men do not exist.
|
دیگه مرد از کار افتاده ای وجود نداره.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Great feedback givers not only can say messages well, but also, they ask for feedback regularly.
|
بازخورد دهندگان بزرگ، نهتنها میتوانند پیامها را بهخوبی بیان کنند، بلکه مرتباً از آنها بازخورد میخواهند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Now, we used to have trachoma in the UK and in the US.
|
در گذشته تراخم در انگلیس و آمریکا هم وجود داشته است.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
I can stand here right now and see, as I go tearing into the water after him, the moments slowing down and freezing into this arrangement.
|
الان که اینجا ایستادهام، میتوانم ببینم که شتابان در پی او به آب زدم، لحظات کُند و در این صحنه منجمد میشوند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
You should be a one-buttock player."
|
تو باید روی یک باسن پیانو بزنی و من بدنش را در همان حال که داشت پیانو می زد اینطوری جابجا کردم
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And others might argue that it's because we developed language that allowed us to evolve as a species.
|
و دیگرانی بحث خواهند کرد که «اختراع زبان به ما امکان تکامل به عنوان یک گونه را داد»
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
I read that when you were a very young girl, you went to a career guidance counselor and told them you wanted to become a chemist, and they said, "No, it's for boys.
|
جایی خواندم وقتی خیلی جوان بودهاید، به یک مشاور راهنمای شغلی مراجعه کردید و به آنها گفتید میخواهید یک شیمیدان شوید و آنها گفتند: «نه، این کار پسرانه است.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Our unit provided hope for thousands of patients, families and communities.
|
واحد ما امید رابرای هزاران نفر از بیماران خانوادهها و جوامع فراهم کرد.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Abed had said something remarkable.
|
عابد حرف قابل توجهی زده بود.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Some people are doing that, many are not. What's going on?
|
بعضی از مردم این کار را انجام میدهند، بسیاری انجام نمیدهند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
One of these plants is a spiky plant called sisal -- you may know this here as jute.
|
یکی از آنها، گیاه خارداری به نام سیسال است. شما ممکن است آن را به اسم جوت بشناسید.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
The oil will never run out.
|
نفت هیچگاه تمام نخواهد شد.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Now, some will argue that the changes they create, the value they create, is too short-term in nature.
|
حال، عدهای شاید استدلال کنند که تغییرات و ارزشهای ایجاد شده از سوی آنها، ذاتا کوتاه مدت هستند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Well, because he looked around himself and he saw all these fabulous physicists that created quantum mechanics and modern physics, and they were all in their 20s and early 30s when they did so.
|
چون به اطرافش نگاه کرد و فیزیکدانهای فوقالعادهای را دید که مکانیک کوانتوم و فیزیک مدرن را خلق کرده بودند و دستاوردهایشان مربوط به زیر ۳۰سالگی یا در اوایل دهه ۳۰ زندگیشان بود.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
I'm always puzzled to have pride in your national or ethnic identity, pride in the accident of birth from a warm and cozy womb, belief in your superiority because of the accident of birth.
|
من همواره مبهوتم از اینکه به هویت ملی و نژاد خود افتخار میکنید افتخار به حادثهی تولد از یک رحم گرم و نرم، اعتقاد به برتری به خاطر حادثهی تولد.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
That means building the equivalent of the entire built infrastructure of the US in 15 years.
|
که این به معنای ساخت و سازی برابر با کل زیرساختهای آمریکا در ۱۵ سال گذشته است.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
In other fireflies, it's only the females who light up.
|
در سایر شب تابها، فقط ماده ها نورافشانی میکنند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
The first is: be aware of the propaganda.
|
اول اینکه: مواظب تبلیغات باشیم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
(Applause)
|
ممنون ( تشویق )
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
But just to come back to this idea of making profit from cemeteries, like, it's kind of ludicrous, right?
|
اما این ایده بهرهمند شدن از قبرستان، یک جورهایی مسخره است، نه؟
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
This one in particular sticks in my mind, because this is the first case of this disease that I saw myself.
|
این یکی بویژه در یاد من میمونه چون این اولین مورد از این بیماری است که من خودم دیدم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
If we want to know more about the family, the home in which this bed stands, we can just click it and go to the family, and we can see all the images from that family.
|
اگر میخواهیم بیشتر راجع به این خانواده بدانیم، میتوانیم کلیک کنیم و برویم به خانواده و میتوانیم تمام تصاویر را از آن خانواده ببینیم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
and looking within ourselves for information we used to say we should go to the outside, to experts, and to be willing to share that with others.
|
و درون خودمان برای اطلاعاتی بگردیم که عادت داشتیم بگوییم باید به بیرون مراجعه کنیم، به نزد متخصصان، و بخواهیم که با دیگران به اشتراک بگذاریم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
I failed to fulfill the wish of those two girls.
|
من نتوانستم آرزوی آن دو دختر را برآورده کنم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
I once had to put the word "truck" on my block list because someone wanted me to get run over by a truck.
|
یک بارمجبور شدم کلمه «کامیون» را در لیست مسدودیهایم بگذارم چون کسی میخواست با کامیون از رویم رد شود.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
With my teams, we have measured the evolution of complexity in business.
|
بهمراه تیمم، به اندازهگیری تکامل پیچیدگی کسب و کار پرداختهایم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
In fact, I think my kids will be the first Vikings who will have a hard time growing a beard when they become older.
|
در واقع فکر میکنم، که بچههایم اولین وایکینگهایی خواهند بود که وقتی بزرگ شوند، در ریش گذاشتن مشکل خواهند داشت.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
That would be the third best thing we could do.
|
این سومین کار برتری است که ما می توانستیم انجام دهیم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
I can't write a word of code.
|
یه کلمه از برنامهنویسی سرم نمیشه.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
It was at the same TED two years ago when Richard and I reached an agreement on the future of TED.
|
موضوع دو سال قبل TED، وقتی که ریچارد و من در مورد آینده ی آن به توافق رسیدیم نیز همین بود. موضوع دو سال قبل TED، وقتی که ریچارد و من در مورد آینده ی آن به توافق رسیدیم نیز همین بود.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
| ||
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
There's freedom in that in-between, freedom to create from the indefiniteness of not-quite-here, not-quite-there, a new self-definition.
|
در«بین-چیزها» آزادی وجود دارد. آزادی در خلق از ناپیدایی که کاملا اینجا نیست، کاملا آنجا نیست، یک تعریف شخصی جدید.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Nobody had ever thought about a repetition, a pattern-free structure before.
|
هیچ کس تا آن زمان به یک تکرار فکر نکرده بود، یک ساختار بدون الگو.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Wangari said once, "In the course of history, there comes a time when humanity is called upon to shift to a new level of consciousness, to reach a higher moral ground."
|
یک بار وانگاری گفت، "در طول تاریخ، زمانی می رسد که بشریت می بایست به سطح جدیدی از آگاهی برسد، تا به زمینه های اخلاقی والاتری دست یابد."
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
They can be meaningful status rewards, meaningful access rewards, meaningful power rewards.
|
میتوانند پاداشهای معنادار مبتنی بر موقعیت، پاداشهای دسترسی با مفهوم، یا پاداشهای قدرتی معنادار باشند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Well, you learn to hustle, all kinds of hustles.
|
خب، شما یاد می گیرید که خلاف کنید، همه جور خلاف.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And we discussed this issue with two groups that have been coming to the USA from Southeast Asia: the Hmong, who started coming in the mid-1970s as refugees from the Vietnam War and the US secret war in Laos; and the Karen, who have been coming more recently as refugees from Myanmar.
|
ما با دو گروه در مورد این موضوع بحث کردیم که از جنوب شرقی آسیا به آمریکا آمدهاند: همونگها که در اواسط دهه ۱۹۷۰ به عنوان پناهنده بعد از جنگ ویتنام و جنگ مخفی ایالات متحده در لائوس به آمریکا آمده؛ و کارنها که اخیرا به عنوان پناهنده از میانمار آمدهاند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Of course, I have five fingers on each, but it's actually simpler than that.
|
البته که من پنج انگشت در هر دستم دارم اما موضوع سادهتر از اینه.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
You know, if I want to tell the story of modern-day struggle, I would start with the armrest between two airplane seats and two sets of elbows fighting.
|
خب بگذارید داستانی از کشمکشهای مدرن را تعریف کنم، از دسته بین دو صندلی هواپیما و یک جفت آرنج در حال جنگ شروع میکنم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
I could have been under for five minutes, five hours, five years or even 50 years.
|
نمیشه فهمید برای ۵ دقیقه بیهوش بودم یا پنج ساعت، یا پنج سال یا حتی ۵۰ سال.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Only by educating people to a true solidarity will we be able to overcome the "culture of waste," which doesn't concern only food and goods but, first and foremost, the people who are cast aside by our techno-economic systems which, without even realizing it, are now putting products at their core, instead of people.
|
تنها با آموزش دادن همبستگی حقیقی به مردم خواهیم توانست بر «فرهنگ اتلاف» غلبه کنیم، که تنها درباره غذا و منابع نیست بلکه، اول و مهمتر از همه، درباره مردمی است که بوسیله سیستم اقتصادی وابسته به فناوری ما به حاشیه رانده شدهاند سیستمی که حتی ناآگاهانه، محصولات را به جای مردم در مرکز توجه قرار داده است.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And while he's doing that, we're going to take images to see where the gold particles are.
|
و در حالی که این کار را انجام میدهد، ما تصاویری تهیه میکنیم تا ببینیم ذرات طلا کجا هستند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And the media that's good at creating groups is no good at creating conversations.
|
برای ایجاد مکالمه مناسب نیست. اگر در این جهان میخواهید گفتگو کنید
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Now that's honesty and integrity, and it's also why Fey's performances left such a lasting impression.
|
این همون صداقت و راستی هست، و به همین دلیل هست که اجراهای فِی چنین تأثیر جاودانی گذاشته.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
That, to me, is what being purpose-driven is all about.
|
این از نظر من معنای اصلی هدفمندیه.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
It just flared up, and he turned around, and he looked like this.
|
اون منفجر شد و او برگشت، و مثل این بود.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Half of the world's countries aren't mentioned on that list because we don't bother to collect data on millions of people because they're no longer young.
|
نیمی از کشورهای دنیا در این فهرست ذکر نشدند چون بخود زحمت جمع آوری دادهها برای میلیونها آدمی را نمیدهیم که دیگر جوان نیستند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
This cold, salty water is more dense, so it sinks, and warmer surface water takes its place, setting up a vertical current called thermohaline circulation.
|
این آبِ سرد و شور چگالتر است، بنابراین نشست میکند، و آب سطحی گرمتر جایش را میگیرد، و جریانی عمودی راه میاندازد که «گردش گرماسنجی» نامیده میشود.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Most of us are not sitting there on Friday afternoons saying, "I am excited to make progress toward my personal and professional priorities right now."
|
بیشتر ما وقتی عصرجمعه بشه نمیگیم: «من بسیار مشتاقم تا پیشرفتی به سمت اولویتهای شخصی و حرفهایم داشته باشم از همین الان»
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
What do you think that drove you?
|
فکر می کنید چه چیزی محرک شما بود؟
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
If it doesn't matter to you who I sleep with, then you cannot imagine what it feels like when I walk down the street late at night holding her hand, and approach a group of people and have to make the decision if I should hang on to it or if I should I drop it when all I want to do is squeeze it tighter.
|
اگر برایتان مهم نباشد که من با چه کسی همبستر هستم، نمیتوانید تصور کنید چه احساسی دارد وقتی که شب دیر هنگام دست در دست در خیابان قدم میزنید، و به گروهی از مردم میرسید، باید تصمیم بگیرید که دستش را رها کنم یا همین طور ادامه دهیم و آن رمان تنها کاری که من میکنم این است که محکم تر آن را بفشارم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
But I also love it, because this sport has given me moments that I can look back on when I feel unmotivated.
|
اما آن را هم دوست دارم، چون این ورزش وقتی که من بی انگیزه هستم به من فرصتهایی می دهد تا به گذشته نگاه کنم
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
But admit it -- you kind of want to know.
|
اما اقرار کنین--شما هم دلتون میخواد بدونید
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And there was my father, standing with me outside, admiring a day's work, hair on his head, fully in remission, when he turned to me and he said, "You know, Michael, this house saved my life."
|
و پدرم آن جا، با من در بیرون ایستاده بود، با احساس لذت از کار یک روز، موی سرش رشد کرده، سرطان در حال فروکش بود، که به سمت من برگشت و گفت، «میدونی مایکل، این خونه جون منو نجات داد.»
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And the longer we live, the more expensive it is to take care of our diseases as we get older.
|
و هر قدر طول عمرمان زیاد باشد، هزینه آن بیشتر خواهد بود برای مراقبت بیشتر در برابر بیماریها با کهولت سن.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
In fact, animals swimming in these caves today are identical in the fossil record that predates the extinction of the dinosaurs.
|
در واقع، امروزه این حیوانات شناگر در غارها با سوابق فسیلی که به قبل از انقراض دایناسورها باز میگردد یکی هست.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Well, beyond avoiding the damaging and harmful impact of alcohol and caffeine on sleep, and if you're struggling with sleep at night, avoiding naps during the day, I have two pieces of advice for you.
|
خوب، ورای دوری از اثرات مخرب و مضر الکل و کافئین بر خواب، و اگر شما با خواب شب مشکل دارید، پرهیز از خوابیدن در طول روز، من دو نصیحت برای شما دارم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
OK? You're nodding.
|
باشه؟ داری تایید میکنی.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
So we really want to build a robot that anyone can use, whether you're eight or 80.
|
بدین ترتیب ما واقعا" میخواهیم رباتی بسازیم که هر کسی بتونه استفاده کنه، چه هشت سالتون باشه چه هشتاد سال.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
(Music) These bees are in my backyard in Berkeley, California.
|
( موسیقی) این زنبورهای عسل در حیاط خانه من در شهر بروکلی کالیفرنیا هستند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
But what made the biggest impression on me that first meeting was that he was smart and funny and he looked like a farm boy.
|
اما چیزی که بشترین جذابیت احساسی را در اولین ملاقات در من ایجاد کرد این بود که او مردی باهوش و بامزه بود و او مثل یک کشاورز میماند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
I love when people put humans on the diagram.
|
من عاشق طرحهایی هستم که آدمها در آنها نقاشی شده اند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
A single novel could make us global again.
|
یک رمان به تنهایی میتواند ما را دوباره جهانی کند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
My right leg will be unburdened, my right foot will freely meet the wire.
|
پای راستم سبک می شد، و آزادانه به کابل می رسید.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
When plankton concentrations become patchy, manta rays feed alone and they somersault themselves backwards again and again, very much like a puppy chasing its own tail.
|
زمانی که فشردگی پلانکتونها کاهش مییابد، سفره ماهیها به تنهایی تغذیه میکنند وبی وقفه دور خود معلق میزنند، بسیار شبیه به یک توله سگ که دم خود را دنبال میکند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And we went there, and we arranged ourselves in front of one of the barricades, and a little while later, a column of tanks rolled up.
|
به آنجا رفتیم، و مقابل یکی از سنگرها جای گرفتیم، کمی بعد، ستونی از تانک نمایان شد،
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And on a cloudy day, there was a crack in the clouds and the sun started to come out and I wondered, maybe I could feel better again.
|
و در یک روز ابری، که آفتاب از بین شیار کوچکی بین ابرها شروع به پدیدار شدن کرد با خودم فکر کردم شاید یک روز توانستم خوب بشوم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
You have no way of assuring that there will be another moment given to you, and yet, that's the most valuable thing that can ever be given to us, this moment, with all the opportunity that it contains.
|
شما از هیچ طریقی نمیتوانید مطمئن باشید که لحظه دیگری به شما داده خواهد شد. و با این حال، این لحظه با ارزشترین چیزیست که به ما داده میشود، این لحظه، با همه فرصتهای که در آن وجود دارد.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
So ...
|
پس ...
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
In each situation, they found a way to talk about us and create that "us" idea.
|
در هر شرایطی، آنها راهی را می یابند تا درباره «ما » صحبت کنند و ایده «ما» را خلق کنند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Another is what I call noticing.
|
کار دیگر من به آن میگویم توجه کردن
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
What may surprise you is that this trend continues even into the entrepreneurial sphere.
|
چیزی که ممکنه شما رو هم متعجب کنه اینه که این روند در محیط های کارآفرینی نیز صادق است.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
About four years ago, I took a team of students down to Haiti and we worked with Peace Corps volunteers there.
|
حدود ۴ سال پیش من یک تیم دانشجویی رو به هائیتی بردم و ما با داوطلبان "سپاه صلح"کار می کردیم
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
| ||
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
That splendid music, the coming-in music, "The Elephant March" from "Aida," is the music I've chosen for my funeral.
|
آن موسیقی باشکوه، موسیقی آغاز [جلسه تد] -- «راهپیمایی فیلها» از آیدا -- موسیقی است که برای مراسم تدفینم برگزیده ام --
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
The one thing I'll call your attention to right away is the little musical note above the female chimp and bonobo and human.
|
میخواهم بدون اتلاف وقت توجه شما را به یک نوت موسیقایی بالاتر از شامپانزهها، بابونها و انسانها جلب کنم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And the virtue I think we need above all others is practical wisdom, because it's what allows other virtues -- honesty, kindness, courage and so on -- to be displayed at the right time and in the right way.
|
و فضيلتي كه بالاتر از هرچيز ديگر بدان احتياج داريم، حكمت عملي است. زيرا فضيلتي است كه به ديگر فضيلت ها از قبيل: صداقت، مهرباني، شجاعت و ... اجازه مي دهد در زمان و شكل مناسب به منصه ظهور برسند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
They're very important in oil spills.
|
آن ها خیلی در مسئلهی نشت نفت مهم هستند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
There are loads of people in this room, you may not realize it, you've taken quite a lot of heroin.
|
کلی آدم توی این اتاق هست که شاید خودشان ندانند اما کلی هروئین مصرف کردند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
CR: And the necessary condition that people have to have confidence that their information will not be abused.
|
چارلی رز: و شرط الزامی آن است که مردم یابد اطمینان داشته باشند که اطلاعاتشان مورد سوء استفاده قرار نمی گیرد.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And that's what these are for, in case you've been wondering, because most people assume that meditation is all about stopping thoughts, getting rid of emotions, somehow controlling the mind, but actually it's quite different from that.
|
و اینها برای این است٬ اگر دارید بهش فکر میکنید٬ چون بیشتر مردم گمان میکنند که مراقبه برای متوقف کردن افکار است٬ خلاص شدن از عواطف٬ یه جورایی کنترل ذهن٬ اما راستش خیلی فرق داره با آن.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
I asked Jesus to fix me, and when he did not answer I befriended silence in the hopes that my sin would burn and salve my mouth would dissolve like sugar on tongue, but shame lingered as an aftertaste.
|
از مسیح خواستم تا مرا درست کند، هنگامی که پاسخی نداد آرام و ساکت ماندم به امید آنکه گناهان من سوخته شوند و بر دهانم مرهمی گذاشته شود تامانند شکر بر زبان آب شود، اما شرم مانند طعمی گس در دهان باقی ماند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
But this picture is very deceiving.
|
اما این تصویر بسیار فریبنده است.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
So what started out as an idea, is now being implemented to churn out millions of sequences that we can use to investigate the long-term evolutionary history of human health and disease, right down to the genetic code of individual pathogens.
|
بدین ترتیب آنچه در ابتدا فقط یه ایده بود حال عملی شده و میلیونها زنجیره را پشت سرهم بیرون می ده که می تونیم با استفاده از اونها تاریخ دراز مدت تحولات سلامتی و بیماری بشریت را بررسی کنیم و به رمز ژنتیکی تک تک ژنهای بیماری زا دست یابیم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Let's have a look at the numbers.
|
بیایید به اعداد نگاهی بیندازیم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
But even now, 2011, there's still certain cells that we just can't grow from the patient.
|
ولی حتی امروز، در سال 2011، انواعی از سلولها هستند که ما نمیتونیم از بیماران بگیریم و کشت بدهیم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
So this was a game where the big fish eats the little fish, but he wanted to keep score, so that each time the big fish eats the little fish, the score would go up and it would keep track, and he didn't know how to do that.
|
خب این یک بازی بود که در آن یک ماهی بزرگ ماهی های کوچکتر را میخورد. ولی آن پسر م خواست که امتیازها را نیز نگاه دارد تا هروقت که ماهی بزرگ ماهیهای کوچک را میخورد، امتیاز بالا برود و رد این امتیازها را داشته باشد. ولی نمی دانست که چهجوری این کار را انجام دهد.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
I never thought that I would do something that would provoke this level of anger among other doctors.
|
من هیچ وقت فکر نمی کردم کاری بکنم که به این حد از خشم بین پزشکان دامن بزنم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
The heroes of our story were conceived in this oil refinery.
|
نطفۀ قهرمانان داستان ما دراین پالایشگاه بسته شده.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
(Applause) That's not right, and it's not cost-effective.
|
(تشویق حضار) این درست نیست، و مقرون به صرفه نیست.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
Arctic marine mammals live in a rich and varied underwater soundscape.
|
پستانداران دریایی قطبی، در منظر صوتی زیرآبی غنی و متنوعی زندگی میکنند.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
So that, if one thing changes, everything else changes.
|
بنابراین اگر یکی از اونها تغییر میکرد همه چیز تغییر میکرد.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
We wanted to know if there was a special part of the brain for recognizing faces, and there was already reason to think there might be such a thing based on this phenomenon of prosopagnosia that I described a moment ago, but nobody had ever seen that part of the brain in a normal person, so we set out to look for it.
|
می خواستیم بفهمیم که آیا بخش خاصی از مغز وظیفه تشخیص چهره رو به عهده داره، و از قبل دلیل داشتیم که فکر کنیم چنین چیزی ممکنه وجود داشته باشه به خاطر عوارض بیماری prosopagnosia که چند لحظه قبل توضیح دادم، ولی کسی تا به حال اون بخش مغز را ندیده بود در یه آدم عادی، پس ما تصمیم گرفتیم که دنبالش بگردیم.
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
So that's great, but again, cheap shot, right?
|
پس خیلی عالی است، تلقیح کم هزینه، مگرنه؟
|
جمله زیر را از انگلیسی به فارسی ترجمه کن.
|
And instead started to open my heart to what I did feel.
|
و در عوض در قلبم را گشودم به سوی آنچه که در واقع حس میکردم.
|
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.